تفسیر السعدی
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍۭ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَـٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ ٱلْوَٰرِثِينَ ﴿٥٨﴾
وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ و گفتند: «اگر همراه تو از هدايت پيروي كنيم از سرزمين خود ربوده ميشويم». آيا آنان را در «حرم امن» جاي ندادهايم، كه فرآوردههاي هر چيزي براي روزي [آنان] از نزد ما به سوي آن سرازير ميشود؟ بلكه بيشترشان نميدانند. وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ و چه بسيار شهرها را نابود ساختيم كه [اهالي آنها] در زندگي خود مست و مغرور شده و سركشي كرده بودند. اين خانههاي ايشان است كه بعد از آنان جز مدت اندكي مورد سكونت قرار نگرفته است و ما خودمان مالك و صاحب [ديار آنان] شديم. وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ و پروردگارت هرگز نابود كنندة شهرها نيست، مگر اينكه در كانون آن پيامبري بفرستد كه آيات ما را بر آنان بخواند و ما نابود كنندة شهر و دياري نيستيم مگر اينكه ساكنان آن جا ستمكار باشند.
(57) خداوند متعال خبر میدهد که آن دسته از قریش و اهل مکه که حقیقت را تکذیب میکردند، به پیامبر صلی الله علیه وسلم میگفتند: (﴿إِن نَّتَّبِعِ ٱلۡهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفۡ مِنۡ أَرۡضِنَآ﴾) اگر همراه تو هدایت را بپذیریم و از آن پیروی کنیم ـ با کشته شدن و اسارت و غارت شدن اموالمان ـ از سرزمین خود ربوده میشویم؛ چون مردم با تو دشمنی و مخالفت میکنند، پس اگر از تو پیروی کنیم، ما را در معرض دشمنی با همۀ مردم قرار میدهی و ما توان رویارویی با همۀ مردم را نخواهیم داشت. این سخن آنها، بر بدگمانی به خداوند و اینکه پروردگار دینش را یاری نمیکند و آن را تعالی نمیبخشد، دلالت مینماید؛ و اینکه خداوند، مردم را بر پیروان دینش مسلط میگرداند و بدترین عذاب را به آنان میچشانند. و گمان بردند که باطل، بر حق چیره و مسلط میشود. خداوند با بیان حالتی که به آنها اختصاص داده است، فرمود: (﴿أَوَ لَمۡ نُمَكِّن لَّهُمۡ حَرَمًا ءَامِنٗا يُجۡبَىٰٓ إِلَيۡهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَيۡءٖ رِّزۡقٗا مِّن لَّدُنَّا﴾) آیا آنان را در حرمی پر امن و امان جای ندادیم که فرآوردههای هر چیزی، برای روزی آنان، از نزد ما به سوی آن سرازیر میشود؛ یعنی آیا آنها را قدرت و ثروت نبخشیدیم و در حرم جای ندادیم، به گونهای که افراد زیادی به قصد [زیارت] آن میآیند و مردمان دور و نزدیک حرم را احترام میگذارند و بر اهالی حرم، یورش و هجومی صورت نمیگیرد و در هیچ چیزی کمبود ندارند؟! حال آنکه ترس از همه سو، اماکنی را که در اطرافشان هست، فرا گرفته؛ و اهالی آنجا، در امنیت و آرامش قرار ندارند. پس آنها باید پروردگارشان را به خاطر این امنیت کامل که دیگران از آن برخوردار نیستند و برای این روزی فراوان از قبیل: میوهها و خوراکیها و کالاها که مایۀ روزی و رفاه آنهاست و از هرجا برایشان آورده میشود، ستایش کنند و خدا را شکر نمایند. و باید از این پیامبر بزرگوار پیروی کنند تا از امنیت و آسایش کامل برخوردار شوند.
(58) آنها باید از تکذیب پیامبر و مغرور شدن و سرکشی کردن به خاطر نعمت خدا، پرهیز نمایند؛ و بترسند از اینکه امنیت آنها، به ناامنی و ترس مبدل شود؛ و بعد از عزتی که دارند، خوار و ذلیل گردند؛ و بعد از آنکه ثروتمند و توانگر هستند؛ فقیر و نادار شوند. بنابراین خداوند آنها را، از آنچه که نسبت به امتهای گذشته انجام گرفت، هشدار داد و فرمود: (﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةِۢ بَطِرَتۡ مَعِيشَتَهَا﴾) و چه مردمان زیادی را نابود ساختهایم که به زندگی خود مغرور شده و رفاه و نعمتهای زندگی، آنها را غافل کرده بود! و آنها به پیامبران ایمان نیاوردند و از آنان غافل و رویگردان شدند. پس خداوند آنان را نابود کرد و نعمتها را از آنها گرفت و آنان را به عذاب و بلا گرفتار نمود. (﴿فَتِلۡكَ مَسَٰكِنُهُمۡ لَمۡ تُسۡكَن مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) این خانههای ایشان است که بعد از آنان متروک گشته و روی آبادی به خود ندیده است؛ و جز اندکی مورد سکونت واقع نشده است؛ زیرا پیوسته گرفتار هلاکت و تلف و نابودی شدند. (﴿وَكُنَّا نَحۡنُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾) و ما وارث بندگانیم؛ آنها را میمیرانیم، سپس همۀ نعمتهایی را که آنان را از آن برخوردار کردیم، به ما بر میگردد، سپس بندگان را به سوی خود باز میگردانیم و آنان را طبق اعمالشان مجازات میکنیم.
(59) و از حکمت و رحمت الهی این است که امتها را به محض کفر ورزیدنشان و قبل از آنکه با فرستادن پیامبران حجت بر آنها اقامه شود، عذاب نمیدهد. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبۡعَثَ فِيٓ أُمِّهَا رَسُولٗا يَتۡلُواۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَا﴾) و پروردگارت، به سبب کفر و ظلم اهالی شهرها، هلاک کنندۀ آنها نبوده است، تا اینکه پیامبری را به مرکز و پایتخت آنان نفرستد که در آن رفت و آمد میکنند و کارهایشان را در آن انجام میدهند و اخبار آن از آنان پوشیده نیست که آیات ما را بر آنها بخواند؛ آیاتی که بر صحت آنچه آورده و راست بودن آنچه که آنها را به سوی آن فرا میخواند، دلالت مینماید. پس سخن او به همۀ ساکنان آن شهر و آبادی میرسد؛ به خلاف فرستادن پیامبر در آبادیهای دور دست و گوشه و کنار که گمان میرود رسالت و پیام او از آنان پوشیده بماند. اما شهرهای مرکزی که محل آمد و رفت مردم است و غالباً اخبار و موضوعات، سریعاً میان آنها انتشار پیدا میکند، از دیگران جفای کمتری دارند. (﴿وَمَا كُنَّا مُهۡلِكِي ٱلۡقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهۡلُهَا ظَٰلِمُونَ﴾) و ما نابود کنندۀ هیچ شهر و دیاری نیستیم، مگر اینکه ساکنان آنجا با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان، ستمکار و مستحق کیفر باشند. حاصل مطلب اینکه خداوند هیچ کس را جز به خاطر ستمش و اقامه شدن حجت بر او، عذاب نمیدهد.